شنبه سیزدهم تیر 1388
کتاب در دوره معاصر
ادامه مطلب
خط كتابهاي چاپ سنگي بيشتر نسخ و نستعليق و گاهي شكسته بود و كاغذ آنها، غالبآ روسي و روزنامه مانند بوده و گاهي هم از كاغذهاي فرنگي ديگر استفاده ميشده است.
كتابهاي چاپ سنگي را در آغاز همانند كتابهاي خطي، مصور و مزين ميكردند؛ بدين ترتيب كه در صفحه اول (صفحه عنوان امروز)، ترنج يا شمسه ميانداختند و در صفحه دوم، معمولا سرلوحهاي قرار داشت و در سرلوحهها، بهجز نقوش هندسي، گاه شيروخورشيد و گاه دو ملائكه يا دو شير كه تاجي در ميان دستهاي خود دارند، ديده ميشد. مجلسسازي و تصوير هم به همان سياق نقاشيهاي عصر قاجاري انجام ميشد كه ممزوجي از شيوه مينياتورسازي و نقاشي اروپايي بود . تاريخ چاپ كتاب نيز غالبآ در صفحه انتهاي كتاب ذكر ميشد و يا با نوشتن "ماده تاريخ" (عبارت منثور يا منظومي بر اساس حروف ابجد كه حكايت از پايان كتاب داشت) تاريخ پايان نگارش كتاب آورده ميشد.
ادامه دارد
چهارشنبه دهم تیر 1388
کتاب در دوره معاصر
ادامه مطلب
توليدكنندگان كتاب (= باسمهچيان) توانستند از هر كتاب 800 تا بيش از 1000 نسخه به چاپ برسانند . شمارگان زياد و نامرغوب بودن كاغذ و جلد، و ظهور كتابهاي چاپ سنگي، موجب دسترسي وسيع به كتاب شد. برخي، نخستين كتاب چاپ سنگي را قرآن به خط ميرزا حسين خوشنويس به سال 1248ق. در تبريز ميدانستند .اما امروزه نخستين كتاب چاپ سنگي را جهاديه (يا جهاديه صغير كه تلخيص جهاديه كبير يا همان احكام الجهاد و اسبابالرشاد) تأليف ميرزا بزرگ قائم مقام در 1234ق. در تبريز ميدانند.
نخستين كتاب چاپ سنگي در تهران ديوان عبدالوهاب معتمدالدوله نشاط يا ديوان غزليات حافظ بود كه در 18 محرم 1254ق. چاپ شده است. اما برخي ديگر، نخستين كتاب چاپ سنگي تهران را المعجم في آثار ملوك العجم دانستهاند كه در 1259 ق. چاپ شده است .
اما چاپ كتابهاي فارسي در خارج از ايران زودتر شروع شد. شاردن ميگويد در 1087ق. كتابهاي فارسي چاپ شده در خارج از كشور را به نظر شاه رسانده است .
دوشنبه هشتم تیر 1388
کتاب در دوره معاصر
چاپ سربي (حروفي)، نخست در 1227ق. در تبريز داير شد و مدتي بعد كتاب فتحنامه با چاپ حروفي منتشر گرديد. پس از آن ميتوان از مآثر سلطاني عبدالرزاق بيك دُنبلي (اواخر رجب 1241ق.) و رساله آبلهكوبي ياد كرد كه اندكي پس از آن انتشار يافت .ظاهرآ در همان وقت كه در تبريز چاپخانه سربي داير بود، چاپخانه ديگري در تهران در حدود 1240ق. داير بوده است بدون آنكه چاپخانه تبريز به تهران منتقل شود. از نخستين كتابهاي چاپ حروفي تهران ميتوان از محرّقالقلوب (1239ق.)، عينالحيات، و حياتالقلوب در 1240ق. نام برد .قديميترين كتابي كه به زبان فارسي با چاپ حروفي منتشر شد، دو كتاب داستان مسيح و داستان سن پيدرو بود كه با ترجمه لاتين در 1049ق. در ليدن هلند به چاپ رسيدند .گرچه چاپ سربي زودتر از چاپ سنگي در ايران داير شد، اما پس از چند سال جاي خود را به چاپ سنگي داد و اين صنعت به مدت شصت سال در تهران، تبريز، اصفهان، شيراز، مشهد، و چند شهر ديگر داير بود .
شنبه ششم تیر 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
ادامه مطلب
متأسفانه بسياري از آنچه كه بدينگونه در طي سدهها تهيه شد در معرض آسيبها و بلاياي طبيعي و انساني فراواني قرار گرفت. رطوبت و آتش و خاك و حشرات، بسياري را از بين بردند، اما آسيبهاي انساني بيشترين صدمات و لطمات را به آنها وارد كرده است.
در نزاعهاي فرقهاي و يا جنگهاي ميان پادشاهان و اميران و يا بهواسطه مخالفت با محتوا، بسياري از كتابها و كتابخانهها در آتش سوختند، مثلا در حملات محمود غزنوي، غُزها، مغولان، و افغانان بسياري از كتابها را به آتش زدند و يا آب به كتابخانهها افكندند. از قرن دوازدهم هجري به بعد، تعداد زيادي از نسخ خطي نفيس و ارزشمند فارسي، توسط جهانگردان، مجموعهداران، و يا مأموران سياسي خريداري و از كشور خارج شد و در يك مورد مجموعه ارزشمند و گرانبهاي بقعه شيخ صفيالدين اردبيلي را روسها غارت كردند.
عتيقهخران داخلي نيز كتابهاي نفيس را اوراق ميكنند و با دستكاري و تصويرگذاري، به قيمت گزاف به جهانگردان خارجي ميفروشند.
دوشنبه یکم تیر 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
ادامه مطلب
هنر دوره قاجاري دنباله مكتب شيراز عهد زنديه است. قاجاريان هنرهاي ايراني را از طريق خط و نقاشي و تذهيب و تجليد ترويج ميكردند. شاهزادگاني كه در اين شهر و آن شهر بودند و طبقهاي از ديوانيان و حكام و اشراف هم كه زندگي تجملي يافته بودند، خريدار هنر بودند. در اين عهد، نقاشي پيشرفتي شگرف كرد و نقاشان نامي ظهور كردند كه برخي از آنان فرنگ ديده بودند يا اقلا با كار فرنگيان آشنا بودند. به سبب پيشرفت نقاشي، جلد روغني نيز كمال و رواجي يافت و نقاشان و مذهبّان جلد روغنيساز بسيار شدند ]...[ در عصر قاجاري جز تهران، در شهرهاي اصفهان و مشهد و شيراز و تبريز، صحافان و مجلداني بودهاند ]...[ پس از مشروطه به سبب رواج روز افزون چاپ و علل ديگر، اغلب هنرهاي كتابي متروك شد. خط رو به سستي نهاد و تذهيب را تباهي گرفت و تجليد را شيرازه بگسست. استادان بازمانده از عهد قاجاري، پريشان حال زيستند و هنر خود را به شاگردي ناآموخته درگذشتند. تني چند باز ماندند و پاسداران و حافظان اين هنرها شدند" .
چهارشنبه بیستم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
پادشاهان و شاهزادگان صفوي به هنر اهميت ميدادند. پس از فتح هرات، هنرمندان معروف آن شهر از جمله كمالالدين بهزاد را براي تهيه كتابهاي نفيس با خود به تبريز (پايتخت) آورد. شاه عباس اول صفوي دارالصنايع تبريز را به اصفهان منتقل كرد و خوشنويسان، مصوران، مذهبّان، جلدسازان، زرافشانان، و حلكاران را براي خلق آثار ارزنده هنري در كتابخانه سلطنتي گرد آورد.
"شيراز دوره كريمخان زند نيز، مجمع نقاشان و مذهبان و خطاطاني شد كه برخي از آنان بازمانده اواخر عهد صفوي بودند. نقاشان و مذهبان بسياري چون علياشرف، آقازمان، آقاصادق، و آقاباقر جلدهاي روغني ميساختند.
ادامه دارد
شنبه شانزدهم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
ادامه مطلب
گاه كتابهاي نفيس و ارزشمند را پادشاهان به يكديگر هديه ميدادند. چنانكه شاهان تيموري سفيران و نمايندگان را با كتابهاي نفيس بهعنوان هديه راهي ميكردند تا شايد ادبپروري و هنردوستي و هنرمندي كتابآرايان و نسخهپردازان دربار خود را نشان دهند.
در سدههاي پيشين پاي كتابسازان ايراني به قلمرو كشورهاي ديگر نيز رسيد. همايون ]بابري[ پادشاه هند كه به دربار ايران پناهنده شده بود، در مراجعت هنرمندان ايراني را كه بيشتر از كتابسازان، جلدسازان، و تصويرگران معروف بودند، با خود به هند برد و يا بعدآ مخفيانه به هند طلبيد. اين ابتكار موجب رواج و بسط هنر و فرهنگ ايراني، بهويژه هنر كتابسازي و صورتگري به تقليد ايران در هند شد. سلطان سليم عثماني پس از درهم شكستن شاه اسماعيل صفوي، بيش از يك هزار هنرمند تبريزي، اصفهاني، هراتي، شيرازي، و خراساني را به قهر يا ميل، روانه پايتخت خويش ساخت تا هنرهاي ايراني را به نوآموزان ترك بياموزند. ارنست كونل (1882-1964)، هنرشناس معروف آلماني، مكتب قسطنطنيه در هنرهاي صحافي، جلدسازي، و صورتگري را زاده مكتب تبريز عهد صفوي ميداند. چنانكه احمد زكي وليدي طوغان (1890-1970)، كتابشناس مشهور ترك مينويسد كه تنها در كتابخانه توپكاپي سراي تركيه، 12 نسخه نفيس ديوان حافظ، 34 نسخه ديوان عبدالرحمن جامي، 16 نسخه از ديوان اميرعليشير نوائي و سلطان حسين بايقرا، 75 نسخه خمسه نظامي، 42 نسخه شاهنامه فردوسي و نسخههاي بسيار ديگري با جلدهاي نفيس ديده است.
ادامه دارد
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
ادامه مطلب تاریخچه کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
در اغلب شهرها نيز بازار كتابت و اِستِنساخ و ورّاقي رونق داشت. بسياري با انگيزه ثواب ديني و به نيت تبرّك و تيمّن به استنساخ متنهاي مقدس ميپرداختند. چنانكه اينك نسخههايي از اين متون به خط پادشاهان و اميران وجود دارد.
دانشوران نيز براي اهداف شخصي به استنساخ كتب ميپرداختهاند. آثاري كه اينان استنساخ كردهاند امروزه ارزش فراوان دارد. الفهرست ابن نديم و رياضالعلماي ميرزاعبدالله افندي اصفهاني سرشار از ستايش و تمجيد از نسخههايي است كه بهدست يكي از دانشمندان يا به دست خود مؤلف استنساخ شده است .
بسياري از كاتبان و دبيران، مشاغل حساس و گاه مقامهاي بلند اداري نظير وزارت و رياست ديوان را برعهده داشتهاند. شرح حال برخي از آنها در منابعي نظير كتاب الوزرا و الكتّاب جهشياري و ادبالكاتب ابن قتيبه، عقد الفريد ابن عبدربّه، صبح الاعشي قلقشندي، و دستور الكاتب ابن هندوشاه آمده است. ارزش مادي هر كتاب، با انتساب آن به مؤلف اصلي و يا به يكي از شاگردان و يا دانشمندان مبرز و معتبر بالا ميرفته است . كتابهاي خطي در ابعاد و اندازههاي گوناگوني بودند كه به آن قطع ميگفتهاند.
گروه ديگري از مؤلفان و مصنفان ــ كه غالبآ از فقها و محدثان بودند ــ از درآمد، موقوفات، و نذورات افراد ثروتمند نيكوكار معيشت ميكردند. بدين ترتيب آنچه كه امروزه بهنام "حقالتأليف" معروف است، درگذشته بدان وسايل تأمين ميشد و راه تأليف و تصنيف و توليد كتاب را هموار ميكرد.
ادامه دارد
دوشنبه یازدهم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
در دربار صفويان و قاجاريان نيز هميشه گروهي از اين هنرمندان حضور داشتهاند و "منشي گري"، "محّرري" و "مجلّدگري" از مناصب رسمي تيموريان و صفويان ؛ و "صحافباشي" از مناصب رسمي دربار قاجاريان بوده است.
در كتابسازي و كتابآرايي*، فنون و هنرهاي متعددي چون كتابت (خوشنويسي)، نگارگري، تذهيب،تشعير، زرافشاني، وصّالي، و صحافي وتجليد دخيل بوده كه هر كدام شاخهها و انواع گوناگوني داشته است .
فنون كتابسازي و كتابآرايي در تمام دوران اسلامي در ايران رواج داشته و گروه زيادي بدان حرفهها اشتغال داشتهاند. مثلا وراقي و صحافي در دوره اسلامي از پيشههاي ارجمند بود. در بسياري از شهرها اين حرفه چندان رواج داشت كه بازاري مخصوص به آنها موسوم به "بازار وراقان و صحافان" وجود داشته است."هنر مجلدگري و صحافي نيز چندان معتبر بود و وسعت داشت كه در بعضي از شهرها، نام بازار صحافان، همطراز نام بازارهايي بود كه صاحبان پيشههاي مهمتر در آنها كسب و كار داشتند. ابن اسفنديار در قرن 7ق. از "رسته صحافان" نام برده و در درّه الاخبار و لمعه الانوار (تأليف: قرن 6) از بازار صحافان ياد شده است و در تاريخ جديد يزد (تأليف: 862ق.) نيز نام بازار صحافان آمده است" .
عمر رضا كحّاله و ايرج افشار، نام تعدادي از وراقان و احمد طاهري عراقي نيز نام بيش از سي نفر از صحافان و مجلدان معروف دوره تيموريان، صفويان، و قاجاريان را برشمردهاند.
چهارشنبه ششم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
با ظهور اسلام و تشويق مسلمانان به فراگيري قرآن، حديث، و دانشهاي سودمند، بسياري از مسلمانان، از جمله ايرانيان به كسب دانش و تأليف و تصنيف پرداختند. از نخستين قرون اسلامي، صنعت كاغذسازي در بسياري از شهرهاي ايران رواج يافت. درباره انواع كاغذ كه در آن زمان توليد ميشد، نظير كاغذ سمرقندي، آملي، خراساني، بخارايي، و اصفهاني. در الفهرست ابن نديم و معجمالبلدان ياقوت حموي سخن رفته است .
با توسعه حلقههاي درس در مساجد و مدارس ديني و رشد و گسترش تأليف و تصنيف كه از قرن دوم هجري رو به ازدياد گذارد، بهتدريج كتابخانههاي متعدد در مساجد و مدارس تشكيل شد و بسياري از پادشاهان، امرا، بزرگان، عالمان، و دانشمندان در حد توان و علاقه خود، مجموعهها و كتابخانههاي باشكوهي ترتيب دادند. پادشاهان، اميران، و اغلب شاهزادگان و حكام در تكريم علما، ادبا، شعرا، دانشمندان، و هنرمندان ميكوشيدند و از حمايتهاي معنوي و مادي در حق ايشان دريغ نميورزيدند. وجود وزراي دانشمند و با تدبير در دربار پادشاهان ايراني، ترك، و مغول موجب دلگرمي و تشويق نويسندگان و هنرمندان بود و برخي از آنها خود عالم، هنرشناس، و شيفته دانش وهنر بودند.
در كتابخانه برخي از پادشاهان، امرا، و وزراي هنردوست، هميشه گروهي از كاتبان، نسخهپردازان، نقاشان، تذهيبكاران، و صحافان مشغول بهكار بودند. در دربار تيموريان هرات در قرن نهم و اوايل قرن دهم هجري بر اثر تشويق پادشاهان و شاهزادگان تيموري چون سلطان حسين بايقرا و سلطان ابوسعيد و نيز وزير دانشمند و هنرپروري چون اميرعليشير نوايي، گروه كثيري از هنرمندان، كتابآرايان، صحافان، مجلّدان، و جز آن مشغول بهكار بودند، چنانكه در دربار بايسنقر ميرزا در هرات، بيش از چهل نفر از خوشنويسان، نگارگران و تذهيبكاران برجسته اشتغال بهكار داشتند كه از جمله آنها ميتوان به محمدعلي تبريزي، خوشنويس معروف و كمالالدين بهزاد، نگارگر مشهور اشاره كرد .

