چهارشنبه بیستم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
پادشاهان و شاهزادگان صفوي به هنر اهميت ميدادند. پس از فتح هرات، هنرمندان معروف آن شهر از جمله كمالالدين بهزاد را براي تهيه كتابهاي نفيس با خود به تبريز (پايتخت) آورد. شاه عباس اول صفوي دارالصنايع تبريز را به اصفهان منتقل كرد و خوشنويسان، مصوران، مذهبّان، جلدسازان، زرافشانان، و حلكاران را براي خلق آثار ارزنده هنري در كتابخانه سلطنتي گرد آورد.
"شيراز دوره كريمخان زند نيز، مجمع نقاشان و مذهبان و خطاطاني شد كه برخي از آنان بازمانده اواخر عهد صفوي بودند. نقاشان و مذهبان بسياري چون علياشرف، آقازمان، آقاصادق، و آقاباقر جلدهاي روغني ميساختند.
ادامه دارد
شنبه شانزدهم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
ادامه مطلب
گاه كتابهاي نفيس و ارزشمند را پادشاهان به يكديگر هديه ميدادند. چنانكه شاهان تيموري سفيران و نمايندگان را با كتابهاي نفيس بهعنوان هديه راهي ميكردند تا شايد ادبپروري و هنردوستي و هنرمندي كتابآرايان و نسخهپردازان دربار خود را نشان دهند.
در سدههاي پيشين پاي كتابسازان ايراني به قلمرو كشورهاي ديگر نيز رسيد. همايون ]بابري[ پادشاه هند كه به دربار ايران پناهنده شده بود، در مراجعت هنرمندان ايراني را كه بيشتر از كتابسازان، جلدسازان، و تصويرگران معروف بودند، با خود به هند برد و يا بعدآ مخفيانه به هند طلبيد. اين ابتكار موجب رواج و بسط هنر و فرهنگ ايراني، بهويژه هنر كتابسازي و صورتگري به تقليد ايران در هند شد. سلطان سليم عثماني پس از درهم شكستن شاه اسماعيل صفوي، بيش از يك هزار هنرمند تبريزي، اصفهاني، هراتي، شيرازي، و خراساني را به قهر يا ميل، روانه پايتخت خويش ساخت تا هنرهاي ايراني را به نوآموزان ترك بياموزند. ارنست كونل (1882-1964)، هنرشناس معروف آلماني، مكتب قسطنطنيه در هنرهاي صحافي، جلدسازي، و صورتگري را زاده مكتب تبريز عهد صفوي ميداند. چنانكه احمد زكي وليدي طوغان (1890-1970)، كتابشناس مشهور ترك مينويسد كه تنها در كتابخانه توپكاپي سراي تركيه، 12 نسخه نفيس ديوان حافظ، 34 نسخه ديوان عبدالرحمن جامي، 16 نسخه از ديوان اميرعليشير نوائي و سلطان حسين بايقرا، 75 نسخه خمسه نظامي، 42 نسخه شاهنامه فردوسي و نسخههاي بسيار ديگري با جلدهاي نفيس ديده است.
ادامه دارد
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
ادامه مطلب تاریخچه کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
در اغلب شهرها نيز بازار كتابت و اِستِنساخ و ورّاقي رونق داشت. بسياري با انگيزه ثواب ديني و به نيت تبرّك و تيمّن به استنساخ متنهاي مقدس ميپرداختند. چنانكه اينك نسخههايي از اين متون به خط پادشاهان و اميران وجود دارد.
دانشوران نيز براي اهداف شخصي به استنساخ كتب ميپرداختهاند. آثاري كه اينان استنساخ كردهاند امروزه ارزش فراوان دارد. الفهرست ابن نديم و رياضالعلماي ميرزاعبدالله افندي اصفهاني سرشار از ستايش و تمجيد از نسخههايي است كه بهدست يكي از دانشمندان يا به دست خود مؤلف استنساخ شده است .
بسياري از كاتبان و دبيران، مشاغل حساس و گاه مقامهاي بلند اداري نظير وزارت و رياست ديوان را برعهده داشتهاند. شرح حال برخي از آنها در منابعي نظير كتاب الوزرا و الكتّاب جهشياري و ادبالكاتب ابن قتيبه، عقد الفريد ابن عبدربّه، صبح الاعشي قلقشندي، و دستور الكاتب ابن هندوشاه آمده است. ارزش مادي هر كتاب، با انتساب آن به مؤلف اصلي و يا به يكي از شاگردان و يا دانشمندان مبرز و معتبر بالا ميرفته است . كتابهاي خطي در ابعاد و اندازههاي گوناگوني بودند كه به آن قطع ميگفتهاند.
گروه ديگري از مؤلفان و مصنفان ــ كه غالبآ از فقها و محدثان بودند ــ از درآمد، موقوفات، و نذورات افراد ثروتمند نيكوكار معيشت ميكردند. بدين ترتيب آنچه كه امروزه بهنام "حقالتأليف" معروف است، درگذشته بدان وسايل تأمين ميشد و راه تأليف و تصنيف و توليد كتاب را هموار ميكرد.
ادامه دارد
دوشنبه یازدهم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
در دربار صفويان و قاجاريان نيز هميشه گروهي از اين هنرمندان حضور داشتهاند و "منشي گري"، "محّرري" و "مجلّدگري" از مناصب رسمي تيموريان و صفويان ؛ و "صحافباشي" از مناصب رسمي دربار قاجاريان بوده است.
در كتابسازي و كتابآرايي*، فنون و هنرهاي متعددي چون كتابت (خوشنويسي)، نگارگري، تذهيب،تشعير، زرافشاني، وصّالي، و صحافي وتجليد دخيل بوده كه هر كدام شاخهها و انواع گوناگوني داشته است .
فنون كتابسازي و كتابآرايي در تمام دوران اسلامي در ايران رواج داشته و گروه زيادي بدان حرفهها اشتغال داشتهاند. مثلا وراقي و صحافي در دوره اسلامي از پيشههاي ارجمند بود. در بسياري از شهرها اين حرفه چندان رواج داشت كه بازاري مخصوص به آنها موسوم به "بازار وراقان و صحافان" وجود داشته است."هنر مجلدگري و صحافي نيز چندان معتبر بود و وسعت داشت كه در بعضي از شهرها، نام بازار صحافان، همطراز نام بازارهايي بود كه صاحبان پيشههاي مهمتر در آنها كسب و كار داشتند. ابن اسفنديار در قرن 7ق. از "رسته صحافان" نام برده و در درّه الاخبار و لمعه الانوار (تأليف: قرن 6) از بازار صحافان ياد شده است و در تاريخ جديد يزد (تأليف: 862ق.) نيز نام بازار صحافان آمده است" .
عمر رضا كحّاله و ايرج افشار، نام تعدادي از وراقان و احمد طاهري عراقي نيز نام بيش از سي نفر از صحافان و مجلدان معروف دوره تيموريان، صفويان، و قاجاريان را برشمردهاند.
چهارشنبه ششم خرداد 1388
کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر
با ظهور اسلام و تشويق مسلمانان به فراگيري قرآن، حديث، و دانشهاي سودمند، بسياري از مسلمانان، از جمله ايرانيان به كسب دانش و تأليف و تصنيف پرداختند. از نخستين قرون اسلامي، صنعت كاغذسازي در بسياري از شهرهاي ايران رواج يافت. درباره انواع كاغذ كه در آن زمان توليد ميشد، نظير كاغذ سمرقندي، آملي، خراساني، بخارايي، و اصفهاني. در الفهرست ابن نديم و معجمالبلدان ياقوت حموي سخن رفته است .
با توسعه حلقههاي درس در مساجد و مدارس ديني و رشد و گسترش تأليف و تصنيف كه از قرن دوم هجري رو به ازدياد گذارد، بهتدريج كتابخانههاي متعدد در مساجد و مدارس تشكيل شد و بسياري از پادشاهان، امرا، بزرگان، عالمان، و دانشمندان در حد توان و علاقه خود، مجموعهها و كتابخانههاي باشكوهي ترتيب دادند. پادشاهان، اميران، و اغلب شاهزادگان و حكام در تكريم علما، ادبا، شعرا، دانشمندان، و هنرمندان ميكوشيدند و از حمايتهاي معنوي و مادي در حق ايشان دريغ نميورزيدند. وجود وزراي دانشمند و با تدبير در دربار پادشاهان ايراني، ترك، و مغول موجب دلگرمي و تشويق نويسندگان و هنرمندان بود و برخي از آنها خود عالم، هنرشناس، و شيفته دانش وهنر بودند.
در كتابخانه برخي از پادشاهان، امرا، و وزراي هنردوست، هميشه گروهي از كاتبان، نسخهپردازان، نقاشان، تذهيبكاران، و صحافان مشغول بهكار بودند. در دربار تيموريان هرات در قرن نهم و اوايل قرن دهم هجري بر اثر تشويق پادشاهان و شاهزادگان تيموري چون سلطان حسين بايقرا و سلطان ابوسعيد و نيز وزير دانشمند و هنرپروري چون اميرعليشير نوايي، گروه كثيري از هنرمندان، كتابآرايان، صحافان، مجلّدان، و جز آن مشغول بهكار بودند، چنانكه در دربار بايسنقر ميرزا در هرات، بيش از چهل نفر از خوشنويسان، نگارگران و تذهيبكاران برجسته اشتغال بهكار داشتند كه از جمله آنها ميتوان به محمدعلي تبريزي، خوشنويس معروف و كمالالدين بهزاد، نگارگر مشهور اشاره كرد .

