تبليغاتX
Meysa Sim Bindery صحافی میسا سیم

چهارشنبه سی و یکم تیر 1388

کتاب در دوره معاصر

ادامه

"ساواك" نيز به نظارت و سانسور كتاب مي‌پرداخت كه در برخي موارد، تصميمات و اقدامات آن دو، متعارض بود. مثلا "گاهي اداره نگارش به كتابي اجازه نشر مي‌داد، ولي مقامات امنيتي دستور جمع‌آوري و نابودي آن را مي‌دادند".البته تنها سازماني كه رسمآ به سانسور كتاب بعد از نشر اقدام مي‌كرد، ساواك بود .

در دي 1348، "قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان" به تصويب رسيد كه گام مهمي در نظام‌مند كردن و به رسميت شناختن حقوق مادي و معنوي پديدآورندگان كتاب بود.

با وجود تنگ‌تر شدن فضاي سياسي و گسترش سانسور در عرصه كتاب و مطبوعات، از سال 1342 تا 1349، رشد چشمگيري در تعداد عناوين كتاب‌هاي منتشر شده به‌وجود آمد كه بالاترين آن در 1348 با 4709 عنوان و سپس 1349 با 4359 عنوان كتاب است كه با سال‌هاي پيش حتي پس از آن تا 1357 تفاوت آشكاري دارد.

اين افزايش، دلايل متعدد اقتصادي، اجتماعي، و فرهنگي دارد كه از جمله مي‌توان به دو برابر شدن رشد اقتصادي كشور طي سال‌هاي 1338 تا 1349 و به‌دنبال آن افزايش درآمدهاي عمومي؛ ادامه روند مهاجرت روستاييان به شهرها و افزايش جمعيت شهرنشين و در نتيجه رشد طبقه متوسط؛ پيشرفت و تحول در آموزش، صنعت و خدمات؛ و تأسيس دانشگاه و مؤسسات آموزش عالي در بسياري از شهرهاي بزرگ كشور اشاره كرد .

..

 

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 9:14 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هفتم تیر 1388

کتاب در دوره معاصر

ادامه

در سال 1332، به فرمان محمدرضاشاه پهلوي، "جايزه سلطنتي كتاب" به بهترين مصنفان، مؤلفان، و مترجمان آثار فارسي تعلق مي‌گرفت. اين جايزه نقدي، همراه با "فرمان شاهنشاهي" در روز اول فروردين و در مراسم "سلام نوروز" به افراد برگزيده اعطا مي‌شد. نخستين جايزه، مربوط به كتاب‌هاي چاپ اول 1332 بود كه در 1334 به پديدآورندگان يازده كتاب برگزيده داده شد. جوايز دولتي و غيردولتي ديگر كتاب، نيز وجود داشت.

با پايان دوران فضاي بازسياسي 1339-1341، چاپخانه‌ها موظف شدند كه پيش از چاپ كتاب، دستنوشته آن را تحويل "اداره نگارش" ــ كه از ادارات تابع وزارت فرهنگ بود ــ داده و پس از بررسي و تأييد از سوي آن اداره، اقدام به چاپ آن كنند و در صورت انتشارِ "كتاب‌هاي مضره"، اداره آگاهي، موظف به جمع‌آوري آنها بود. بدين ترتيب هر كتاب قبل از نشر، به بهانه گرفتن "شماره ثبت كتابخانه ملي"، به اداره نگارش تحويل داده مي‌شد و آنان نيز با بررسي تك تك صفحات و اعمال اصلاحات، اجازه نشر صادر مي‌كردند يا كتاب را غيرقابل انتشار تشخيص مي‌دادند. اسناد موجود نشان مي‌دهد كه سانسور پيش از انتشار، به شكل فراگير، طي شانزده سال پس از آن دوران به‌شدت اعمال مي‌شد.

...

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 10:59 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388

کتاب در دوره معاصر

ادامه مطلب

با رشد روزافزون عناوين كتاب‌هاي منتشر شده و گسترش ناشران، نياز مبرمي به معرفي آثار چاپ شده كشور احساس مي‌شد. از اين‌رو از دهه 30 به بعد نشرياتي در معرفي ونقد كتاب منتشر شدند كه مي‌توان به راهنماي كتاب، انتقاد كتاب، بررسي كتاب، و كتاب‌هاي ماه اشاره كرد. در سال‌هاي بعد نيز مجلات ديگري مانند كتاب امروز انتشار يافت. علاوه بر آن، كتاب‌هايي هم در معرفي آثار فارسي و عربي منتشر شدند و در كشور به چاپ رسيدند مهم‌ترين آنها عبارتند از: كتابشناسي ده ساله (1333-1343)؛ از ايرج افشار و حسين بني‌آدم؛ فهرست كتاب‌هاي چاپي فارسي؛ و فهرست مؤلفين كتاب‌هاي چاپي عربي و فارسي از خانبابا مشار .

طي همين سال‌ها برخي از مجلدات كتابشناسي معروف الذريعه الي تصانيف الشيعه از آقابزرگ طهراني انتشار يافت كه به معرفي آثار مكتوب (خطي، چاپ سنگي، و چاپي) عربي و فارسي شيعيان پرداخته است؛ بخش قابل توجهي از آنها را كتاب‌هاي خطي و چاپي فارسي ايران تشكيل مي‌دهد. برخي از مجلدات كتاب طبقات اعلام الشيعه نوشته آقا بزرگ طهراني هم كه به زندگي بزرگان شيعه، از جمله نويسندگان اختصاص دارد، در همين سال‌ها انتشار يافت.

...

 

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 9:44 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و دوم تیر 1388

کتاب در دوره معاصر

ادامه

با بهبود نسبي اوضاع اقتصادي، افزايش جمعيت شهرنشين و شمار باسوادان، و بالا رفتن سطح آموزش عالي در كشور به‌تدريج بر شمار انتشارات كتابي افزوده شد . اصلاحات سياسي، اجتماعي و اقتصادي كه از 1339 تا 1341 در كشور پديد آمد  نيز بر افزايش كمي و كيفي مطبوعات و كتاب‌هاي منتشر شده در كشور تأثير داشت.

در اين سال‌ها بنگاه‌هاي انتشاراتي بزرگي در كشور پديد آمدند و ترجمه آثار مشهور كلاسيك و جديد خارجي و نيز تصحيح و تأليف آثار معتبر فارسي آغاز شد. دو ناشر بزرگ اين دوران عبارتند از: "بنگاه ترجمه و نشر كتاب" (تأسيس 1332ش.) كه از حمايت‌هاي امير اسدالله علم، نخست‌وزير دربار، و كمك‌هاي مادي شركت ملي نفت، بنياد پهلوي، و سازمان برنامه برخوردار بود ؛ و ديگر شعبه فرانكلين نيويورك بود كه با سرمايه خارجي تأسيس شد و به ترجمه كتاب‌هاي معروف و كلاسيك و پرخواننده تاريخي - اجتماعي، به‌ويژه آثار نويسندگان امريكايي مي‌پرداخت. سري كتاب‌هاي جيبي اين ناشر از موفق‌ترين پروژه‌هاي انتشار وسيع كتاب در جامعه بود. انتشار دايره‌المعارف فارسي از ديگر خدمات بزرگ بنگاه فرانكلين در ايران بود. ناشران بزرگ ديگر اين دوره دانشگاه تهران و انتشارات اميركبير بودند. در اين زمان بود كه در تهران در مقابل دانشگاه تهران راسته كتابفروشان ايجاد شد و مركز چاپ ونشر كتاب از مركز شهر به آنجا منتقل گرديد.

 ...

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 10:48 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم تیر 1388

کتاب در دوره معاصر

ادامه مطلب

با افزايش چاپخانه‌ها در كشور و رشد تعداد روزنامه‌ها و كتاب‌هاي چاپ شده كه بدون كنترل و نظارت دولتي، چاپ و منتشر مي‌شدند، رژيم ناصري درصدد نظارت بر مطبوعات و كتاب‌هاي منتشر شده برآمد. اين سياست در شماره 552 روزنامه دولت عليه ايران مورخ 1280ق. اعلام شد. برخي پژوهشگران، فرمان شاه در 1287ق.، و برخي ديگر "قانون جزاي 1296ق." را كه از سوي كنت دومونت فرت ايتاليايي، رئيس نظميه ايران، به ناصرالدين‌شاه عرضه شد، نخستين سند و قانون سانسور يا مميزي كتاب در ايران دانسته‌اند .

تعداد عناوين كتاب‌هاي منتشر شده در سال‌هاي پاياني حكومت رضاشاه رو به كاهش گذاشت و از 233 عنوان در سال 1316 به 201 عنوان در سال 1320 رسيد . با سقوط رژيم رضاخان در شهريور 1320، آزادي سياسي نسبي در كشور پديد آمد و با فراز و فرودهايي تا مرداد 1332 ادامه يافت. در اين مدت بيش از 70 گروه، تشكل و حزب سياسي تأسيس شد  و بيش از 1000 عنوان روزنامه و مجله منتشر گرديد .

...

 

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 12:6 |  لینک ثابت   • 

شنبه سیزدهم تیر 1388

کتاب در دوره معاصر

ادامه مطلب

خط كتاب‌هاي چاپ سنگي بيشتر نسخ و نستعليق و گاهي شكسته بود و كاغذ آنها، غالبآ روسي و روزنامه مانند بوده و گاهي هم از كاغذهاي فرنگي ديگر استفاده مي‌شده است.

كتاب‌هاي چاپ سنگي را در آغاز همانند كتاب‌هاي خطي، مصور و مزين مي‌كردند؛ بدين ترتيب كه در صفحه اول (صفحه عنوان امروز)، ترنج يا شمسه مي‌انداختند و در صفحه دوم، معمولا سرلوحه‌اي قرار داشت و در سرلوحه‌ها، به‌جز نقوش هندسي، گاه شيروخورشيد و گاه دو ملائكه يا دو شير كه تاجي در ميان دست‌هاي خود دارند، ديده مي‌شد. مجلس‌سازي و تصوير هم به همان سياق نقاشي‌هاي عصر قاجاري انجام مي‌شد كه ممزوجي از شيوه مينياتورسازي و نقاشي اروپايي بود . تاريخ چاپ كتاب نيز غالبآ در صفحه انتهاي كتاب ذكر مي‌شد و يا با نوشتن "ماده تاريخ" (عبارت منثور يا منظومي بر اساس حروف ابجد كه حكايت از پايان كتاب داشت) تاريخ پايان نگارش كتاب آورده مي‌شد.

ادامه دارد

 

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 10:55 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم تیر 1388

کتاب در دوره معاصر

ادامه مطلب

توليدكنندگان كتاب (= باسمه‌چيان) توانستند از هر كتاب 800 تا بيش از 1000 نسخه به چاپ برسانند . شمارگان زياد و نامرغوب بودن كاغذ و جلد، و ظهور كتاب‌هاي چاپ سنگي، موجب دسترسي وسيع به كتاب شد. برخي، نخستين كتاب چاپ سنگي را قرآن به خط ميرزا حسين خوشنويس به سال 1248ق. در تبريز مي‌دانستند .اما امروزه نخستين كتاب چاپ سنگي را جهاديه (يا جهاديه صغير كه تلخيص جهاديه كبير يا همان احكام الجهاد و اسباب‌الرشاد) تأليف ميرزا بزرگ قائم مقام در 1234ق. در تبريز مي‌دانند.

نخستين كتاب چاپ سنگي در تهران ديوان عبدالوهاب معتمدالدوله نشاط يا ديوان غزليات حافظ بود كه در 18 محرم 1254ق. چاپ شده است. اما برخي ديگر، نخستين كتاب چاپ سنگي تهران را المعجم في آثار ملوك العجم دانسته‌اند كه در 1259 ق. چاپ شده است .

اما چاپ كتاب‌هاي فارسي در خارج از ايران زودتر شروع شد. شاردن مي‌گويد در 1087ق. كتاب‌هاي فارسي چاپ شده در خارج از كشور را به نظر شاه رسانده است .

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 9:7 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم تیر 1388

کتاب در دوره معاصر

چاپ سربي (حروفي)، نخست در 1227ق. در تبريز داير شد و مدتي بعد كتاب فتحنامه با چاپ حروفي منتشر گرديد. پس از آن مي‌توان از مآثر سلطاني عبدالرزاق بيك دُنبلي (اواخر رجب 1241ق.) و رساله آبله‌كوبي ياد كرد كه اندكي پس از آن انتشار يافت .ظاهرآ در همان وقت كه در تبريز چاپخانه سربي داير بود، چاپخانه ديگري در تهران در حدود 1240ق. داير بوده است بدون آنكه چاپخانه تبريز به تهران منتقل شود. از نخستين كتاب‌هاي چاپ حروفي تهران مي‌توان از محرّق‌القلوب (1239ق.)، عين‌الحيات، و حيات‌القلوب در 1240ق. نام برد .قديمي‌ترين كتابي كه به زبان فارسي با چاپ حروفي منتشر شد، دو كتاب داستان مسيح و داستان سن پيدرو بود كه با ترجمه لاتين در 1049ق. در ليدن هلند به چاپ رسيدند .گرچه چاپ سربي زودتر از چاپ سنگي در ايران داير شد، اما پس از چند سال جاي خود را به چاپ سنگي داد و اين صنعت به مدت شصت سال در تهران، تبريز، اصفهان، شيراز، مشهد، و چند شهر ديگر داير بود .

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 8:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم تیر 1388

کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر

ادامه مطلب

متأسفانه بسياري از آنچه كه بدين‌گونه در طي سده‌ها تهيه شد در معرض آسيب‌ها و بلاياي طبيعي و انساني فراواني قرار گرفت. رطوبت و آتش و خاك و حشرات، بسياري را از بين بردند، اما آسيب‌هاي انساني بيشترين صدمات و لطمات را به آنها وارد كرده است.

در نزاع‌هاي فرقه‌اي و يا جنگ‌هاي ميان پادشاهان و اميران و يا به‌واسطه مخالفت با محتوا، بسياري از كتاب‌ها و كتابخانه‌ها در آتش سوختند، مثلا در حملات محمود غزنوي، غُزها، مغولان، و افغانان بسياري از كتاب‌ها را به آتش زدند و يا آب به كتابخانه‌ها افكندند. از قرن دوازدهم هجري به بعد، تعداد زيادي از نسخ خطي نفيس و ارزشمند فارسي، توسط جهانگردان، مجموعه‌داران، و يا مأموران سياسي خريداري و از كشور خارج شد و در يك مورد مجموعه ارزشمند و گرانبهاي بقعه شيخ صفي‌الدين اردبيلي را روس‌ها غارت كردند.

عتيقه‌خران داخلي نيز كتاب‌هاي نفيس را اوراق مي‌كنند و با دستكاري و تصويرگذاري، به قيمت گزاف به جهانگردان خارجي مي‌فروشند.

 

 

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 8:41 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم تیر 1388

کتاب از ورود اسلام تا دوره معاصر

ادامه مطلب

هنر دوره قاجاري دنباله مكتب شيراز عهد زنديه است. قاجاريان هنرهاي ايراني را از طريق خط و نقاشي و تذهيب و تجليد ترويج مي‌كردند. شاهزادگاني كه در اين شهر و آن شهر بودند و طبقه‌اي از ديوانيان و حكام و اشراف هم كه زندگي تجملي يافته بودند، خريدار هنر بودند. در اين عهد، نقاشي پيشرفتي شگرف كرد و نقاشان نامي ظهور كردند كه برخي از آنان فرنگ ديده بودند يا اقلا با كار فرنگيان آشنا بودند. به سبب پيشرفت نقاشي، جلد روغني نيز كمال و رواجي يافت و نقاشان و مذهبّان جلد روغني‌ساز بسيار شدند ]...[ در عصر قاجاري جز تهران، در شهرهاي اصفهان و مشهد و شيراز و تبريز، صحافان و مجلداني بوده‌اند ]...[ پس از مشروطه به سبب رواج روز افزون چاپ و علل ديگر، اغلب هنرهاي كتابي متروك شد. خط رو به سستي نهاد و تذهيب را تباهي گرفت و تجليد را شيرازه بگسست. استادان بازمانده از عهد قاجاري، پريشان حال زيستند و هنر خود را به شاگردي ناآموخته درگذشتند. تني چند باز ماندند و پاسداران و حافظان اين هنرها شدند" .

نوشته شده توسط میثم جنگلی در 12:33 |  لینک ثابت   •